بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

118

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

و به دست دهان او را محكم بگيرند و باد از دهن خود در منفذ طرف بينى گرفته او سخت بدمند و متعاقب آن در منفذ مخالف سخت‌تر بدمند تا به زور نفس طفل و باد دمنده آنچه باشد بيرون آيد . و گاه باشد كه بعد چرب كردن منفذ گشاده بينى او را بگيرند تا دهن بگشايد و در منفذ گرفته نيكو بدمند و آنچه باشد به راه گلوى او بازگردد . و بسيار طفل را ديدم كه تب نيز بدين سبب پيدا كرده بود و بدين تدابير از بينى ايشان برنج يا نخود يا دانهء انار بيرون آمد ، متعفن شده و به همين علاج بعد چند روز به صحت آمدند . و بسيار باشد كه بينى ايشان را از بيرون چرب كنند و چند قطره هم اندرون چكانند و همين لحظه باد اندرو دمند و آن چيز بيرون آيد . حكايت : كودكى دانهء انار به انگشت در بينى خود فرستاد و نفس باز كشيد محكم شد و به هيچ نوع بيرون نمىآمد آخر به طريق اولى بيرون آمد در همان روز . درد گوش علامت اين سبزى رنگ براز بود و پيچيدن سر و گردن و گرمى گوش و گريه و اضطراب و راحت يافتن از دست نهادن بر آن و بر آن جانب خوابانيدن . علاج آن است كه آنچه ظاهر بود از سوراخ گوش او به آرد و نمك طبرزد سوده و با همديگر برابر آميخته و بيخته نرم به پا كنند و بگذارند و باديان خاييده نرم در پنبه رقيق كرده در سوراخ گوش نهادن نافع بود . و چوب نيم خشك باديان را به مقدار شبرى يكسر در گيرانند و يكسر دگر آن را به زير سوراخ گوش او دارند ، چنان كه بخار آن به گوش او در رود و آب آن نرسد مفيد بود . و شير دوشيدن در گوش نافع بود و مرضعه حب الشفاء و يا حافظ الصحت هر شب يك نوبت و هر روز يك نوبت خورد نيكو بود . و اگر به دواى قوى احتياج افتد فتيله از كاغذ حرير به زبان آلوده در گوش دردناك نهند و دهن ورد يا دهن خروع نيم گرم و يا روغن گاو نيم گرم با سپيدهء تخم مرغ آميخته اندر چكانيدن و بيرون گوش او را هم بدان چرب داشتن ، درد و خارش گوش را نافع بود . و روغن بادامچه كوهى و فتيله به عسل آلوده نيز مفيد آيد و صبر در آب حل كرده و يا در عصارهء گشنيز تر و يا در عصارهء عنب الثعلب بر بيرون گوش و حوالى منفذ بناگوش ماليدن بسى نفع بخشد . و دواى قوى هيچ‌وقت به گوش ايشان نبايد نهادن كه بيم كرى و آماس بود و گفته‌اند كه طبخ بابونه را در آفتابه كنند گرم و سوراخ گوش او را مدتى بر لولهء او نهند تا بخار به گوش او در رود و تسكين يابد . پالودن پليدى از گوش آنچه بعد از درد بود علاج نبايد كرد و آنچه بعد از درد نباشد هم چند روز مهلت بايد داد تا لختى مواد فاسده دفع شود ، پس از آن علاج كند . علاج آن است كه فتيله را به عسل بيالايند و به انزروت نرم سوده و بيخته اندر گردانند و در گوش او نهند هر شبانه‌روزى چند نوبت تا چرك را پاك كند و ريش را به صلاح آورد و اگر در شب سوده بگردانند و بنهند هم نيكو بود . حكايت : كودكى سه‌ساله را در پاييز در وى گوش درد كرد ، چيزهاى پزاننده چون آب پياز و روغن كرچك نيم گرم و اشباه آن در گوش او مىچكانيدند يك شبانه